تبليغاتX
کعبه عشق
ولایة علی ابن ابیطالب حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی

 

 

 

 

به نام خدا

السلام علیک یا علی ابن ابیطالب علیه السلام

 

علی که بود؟

 

 

مگر می توان علی را به زبان بشر معرفی کرد؟مگر پیامبر نبود که خطاب به او فرمود:ای علی!

کسی تو را نشناخت جز خدای تو و من پیامبر.

پس چگونه می توانیم اورا معرفی کنیم و حقیقت اورا تصویرنماییم؟آنچه در معرفی ذکر می شود شامل بخشی از ابعاد وجودی اوست.او در جهان وجود چنان آبرویی کسب کرد که اگر شبهه شرک نبود،تا حد معبود بالا می رفت و تا سرحد تقدیس ستوده می شد.نه تنها مردم زمان و محیط او علی را نشناختند،برای عصر و زمان ما هم او وجودی نشناخته است.

او کوهی از عقل و ولایت و کانون خرد و فضیلت بود.نوری بود که در دل شبهای تار می درخشید و مردم را به سوی حقیقت دعوت می کرد.با نام علی نام اسلام به ذهن می آید،همان گونه که بانام اسلام نام علی همراه است.او پناهگاه پاکان و پرهیزگاران بود و حامی و یاور ملت.چنان به رشته محکم ایمان چسبیده بود که گویی با آن پیوند ابدیت دارد.همان گونه که ابن عباس گفته بود:مانه مانند اورا دیده ایم و نه نظیر اورا ازکسی شنیده ایم.

هیچ کس چون علی درمیان جمع نبود:جمع فقیران،پیران،کودکان یتیم،بیوه زنان و...وهیچ کس چون علی در عین زندگی در جمع تنها و غریب نبود.به زندگی جمعی عشق می ورزید ولی جمعش چنان نابسامان بود که او ناگزیر می فرمود:به خداسوگند دوست دارم که خدا مرا ازمیان شما ببرد و به سوی رحمت خود فرا خواند.

به فرموده قرآن که آدمی سه روز مهم در مرگ و زندگی دارد امام علی هرسه آن را به بهترین وجه واجد است:روز تولدش درخانه خدا،روز شهادتش در مسجد خدا و روز قیامت هم در آغوش رحمت خداست.او به جهانیان ثابت کرد که"لِلحَقِّدَولةً و للباطِلِ جَولَة"حق برای همیشه جاودان می ماند و باطل پس از چند صباحی نابود می گردد.

به امید ظهور موعود مهربان عج

الهم عجل لولیک الفرج

 

 

+ نوشته شده در  بیستم مهر 1385ساعت 23:48  توسط محب و خادمه اهلبیت(ع)  | 

 

بنام خدا

آه ای غریب نخلستان علی!

 

 

السلام عليک يا صاحب الزمان(عج)

 

 ماه رمضان کم کم مي گذرد و شبهاي قدرفرامی رسد .

 

در کوچه پس کوچه هاي مدينه مي گذرم.من به دنبال شاخه سبز حياتم.

 

بدنبال خانه نبوت.در پي خانه ولايت خانه محمد؛خانه علي خانه فاطمه خانه حسن

 

 خانه حسين خانه زينب مي گردم.آنقدر مي گردم و مي گردم تا نشاني از مولا

 

ونشاني از رسول الله در کوچه هاي بني هاشم مي يابم.

 

هميشه ماه رمضان که مي شود در آسمان خيالم در کوچه هاي مدينه نيمه هاي شب

 

 با مولايم قدم مي زنم.مولا را مي نگرم که چگونه ناشناس در نيمه هاي شب

 

به در خانه يتيمان مي رود و برايشان آذوقه مي برد.نان و خرما گاهي شير وگاهي....

 

آه اي نخلهاي مدينه! چقدر شما صبوريد!وغريبي مولا را چگونه همدم بوديد؟

 

آه اي چاه های تنهايي علي!چگونه غمهاي علي را در خود منعکس نموديد؟

 

در تعجبم که چگونه اين همه سال غريبي و تنهايي مولا را در سينه پنهان نموديد؟!

 

آه اي غريب نخلستان !علي!اين ماه را گويند زيباست!

 

اما چگونه زيبايي است که در شبهاي قدر آن ماه غريبستان غرق در خون مي شود؟

 

اين چه زيباييست که رمضان در خود جاي داده است؟

 

نمي دانم شايد رازي در آن نهفته است که من از آن بي خبرم!

 

همانگونه که از مزار بي نشان مادرم فاطمه(س) نيز بي خبرم!,

 

و همانگونه كه از راز سالهاي انتظارمولايم مهدي(عج) در عجبم؟

 

آخر تا به كي منتظر؟بيا اي موعود مهربان!بيا و ما تشنگان عشقت را سيراب كن!

 

 اي علي! اي هماي رحمت! اي ياور مظلومان و يتيمان!

 

ما را در اين ماه عظيم ودر شبهاي قدر درياب!

 

+ نوشته شده در  نوزدهم مهر 1385ساعت 2:4  توسط محب و خادمه اهلبیت(ع)  | 

به نام خدا

ميلاد حضرت امام حسن مجتبي عليه السلام

بر شما عاشقان ضيافت الهي مبارک باد

الهم عجل لوليک الفرج

+ نوشته شده در  هفدهم مهر 1385ساعت 0:6  توسط محب و خادمه اهلبیت(ع)  | 

به نام خدا

سلام بر مهدي فاطمه عج

پروردگارا!نيازمندانه در اين ماه عظيم رمضان تو را مي خوانيم.تهي دست به تو مشتاقيم.

به ما بندگان ناچيز درگاهت مددي فرما كه بتوانيم به حقيقت ايماني كه درنهادمان قرارداده اي تورا به درستي ستايش كنيم و قدر نعمتهاي بي حسابي كه با كرامت خويش برما ارزاني نموده اي بدانيم.

ازتو مي خواهيم در اين ماه مبارك صحن و سراي دلمان را به نور نيايشت نوازش دهي و آبشار استجابتت را ميهمان رودخانه نيازمان كني.

 

 

ماه رمضان ،ماه نيايش و دعا،ماه بركت و ايثار،ماه پيامبر اعظم (ص) و ماه  علي (ع)،ماه تقوا و خودسازي و .. به نيكويي از راه رسيده است و اين درحالي است كه هفته دفاع مقدس را نيز پشت سر

 مي گذاريم.

اين هفته ياد آور حماسه آفريني هاي بچه هاي كربلا در هشت سال دفاع مقدس مي باشد.

منطقه عملياتي بچه هاي جنگ-به وسعت پاكي و سادگي و يكدلي-وسيع بود و پردامنه

و نوراني ترين عمليات بچه هاي جنگ،نمازبود.با سجده هايي به پهناي كهكشان،نافله هاي نيلوفري،-

اشك هايي دريايي و پيچك هايي ازدعا،فرا رفته از شانه هاي شاخسار تمنا....

بچه هاي جنگ،بچه هاي كربلا بودند،بچه هاي شهادت،بچه هاي عاشورا،بچه هاي خون و خطر،

بچه هاي شهامت،بچه هاي غيرت،بچه هاي عشق،بچه هاي غم و فرياد،بچه هاي تنهايي،بچه هاي درد،

بچه هاي هق هق اي نيمه شب....

شب آنان ،قدربود:از هارماه برتر و با بركت تر،و روزشان :تقدير عاشورايي انسان! و همين، قدر آنان را تا بلنداي كرامت و شرف،بالا برده بود...

دنيا،در چشم آنان ،كوچك بود،آسمان،در تماشاي آنان-درسكوتي غريب-غرق مانده بود!

قرارشان بي قراري بود!در تقوا،قدم مي زدند،بال در بال فرشته هاي شوق،در آغوش ناز و نياز و نماز!

و شهيد مي شدند،تا جهان را زنده كنند. و چه خوب مي شد كمي فكر مي كرديم تا بنگريم كه

هم اينك،فصل مشترك منطق زندگيمان با منطقه عملياتي بچه هاي جنگ چه قدر است و فاصله ما با آنها چه مقدار؟!

ياد و خاطره حماسه آفرينان و شهيدان 8سال دفاع مقدس گرامي باد.

خداوندا !در اين ماه مبارك از تو مي خواهيم ظهور مولاي عشق موعود مهربان عج را نزديك و آسان بفرما!

الهم عجل لوليك الفرج

 

نوشته شده توسط:محب و خادمه اهلبیت             برگرفته از: فرازهايي ازكتاب چفيه هاي چاك چاك

+ نوشته شده در  چهارم مهر 1385ساعت 23:10  توسط محب و خادمه اهلبیت(ع)  |